‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله های مریم افتخار. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقاله های مریم افتخار. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ مرداد ۱۸, دوشنبه

جلاد و جنایتکار تاریخ در مقام ریاست جمهور

 

احمد کشاورزمویدی، مریم افتخار

ابراهیم رییسی، یکی از بزرگترین جنایتکاران تاریخ بشر در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، به مقام هشتمین ریاست جمهوری ایران دست پیدا کرد. طبق گزارش "فرانس ۲۴"، صعود سیاسی ابراهیم رئیسی از همان ابتدای جوانی اش آغاز و او از فردای پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 در موقعیت‌های حساس فعالیت کرد. خلاصه ای از سمت های او به قرار زیر است. ابراهیم رئیسی در سن ۲۰ سالگی بعنوان دادستان کرج منصوب می‌شود. پس از آن، وظیفه دادستانی همدان را برعهده می‌گیرد و در سال ۶۴ به عنوان معاون دادستان تهران کار خود را ادامه می‌دهد. بنا به این گزارش، رئيسی در مقام معاونت دادستانی تهران نقشی کلیدی و تعیین کننده در اعدام هزاران زندانی سیاسی وابسته به اپوزیسیون و عمدتا اعضای سازمان مجاهدین خلق ایفا کرد. و به عنوان یکی از اعضای "کمیته مرگ" این زندانیان را بدون محاکمه به جوخه اعدام سپرد.پس از اعدام‌های تابستان ۶۷، رئیسی به عنوان دادستان تهران انتخاب می‌شود و در قوه قضاییه نقش مهم‌تری برعهده می‌گیرد. در سال ۲۰۰۴ به عنوان معاون رئیس قوه قضاییه انتخاب می‌شود و حدود ۱۰ سال در این مقام می‌ماند. گروه‌های مدافع حقوق بشر و مورخان بر این باورند که در فاصله زمانی تیر تا شهریور سال ۶۷ حدود چهار تا پنج هزار زندانی سیاسی اعدام شده‌اند. این در حالی است که شورای ملی مقاومت شمار کشته شدگان تابستان ۶۷ را حدود ۳۰ هزار نفر اعلام کرده است. سازمان عفو بین‌الملل در گزارش سال ۲۰۱۸ خود ابراهیم رئیسی را به عنوان یکی از اعضای "کمیته مرگ" دانسته و گفته بود که او در اعدام هزاران زندانی در زند‌ان‌های اوین و گوهردشت نقش داشته است. حسین عابدینی یکی از اعضای کمیته امور بین‌الملل شورای ملی مقاومت، رئیسی را "یک قاتل سنگدل" خوانده که "۴۰ سال سرکوب" را در کارنامه خود دارد. شماری از زندانیانی که از اعدام‌های سال ۶۷ جان به در برده‌اند، در کنفرانس های گوناگونی که از سوی شورای ملی مقاومت برگزار شد، اظهار کردند که در هنگام حبس رئیسی را شخصا در "کمیته مرگ" دیده‌اند. به عنوان مثال رضا شمیرانی که ده سال زندانی بوده و اکنون ساکن سوئیس است، به خبرگزاری فرانسه گفت که او رئیسی را در لباس سپاه پاسداران در زندان دیده است. وی همچنین گفت که رئیسی "فعال‌ترین عضو کمیته مرگ" بوده است.  بعنوان نمونه ای دیگر، محمود رویایی نیز که در فاصله زمانی بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۱ (۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰) در زندان بوده می‌گوید: رئيسی بیشترین تلاش را برای اعدام افراد از خود نشان می‌داده است. هادی قائمی، مدیر اجرایی مرکز حقوق بشر ایران در نیویورک میگوید:  «رئیسی یکی از ستون‌های نظام جمهوری اسلامی است که منتقدان سیاست‌های حکومت را به زندان می‌افکند، شکنجه می‌کند و می‌کشد. در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی با دستور آیت‌الله خمینی اعدام و برخی در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند. اعدام‌شدگان که عمدتا از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق و همچنین گروه‌ها و احزاب چپ و کمونیستی بودند، دوران محکومیتشان را می‌گذراندند یا حتی بعضی با پایان حبس، منتظر آزادی بودند. بر اساس روایت بازماندگان، آنها در جلسه‌هایی سریع و بدون تشریفات قضایی معمول و برخی از آنها حتی بدون آنکه بدانند چه سرنوشتی در انتظارشان است، به اعدام محکوم و مخفیانه اعدام شدند و حتی جنازه‌هایشان به خانواده‌هایشان تحویل داده نشد. گورستان خاوران در تهران یکی از گورهای جمعی این اعدام‌شدگان است. همزمان با سالگرد درگذشت آیت‌الله منتظری٬ فایل ویدئویی سخنان احمد منتظری در توییتر منتشر شد.در این فایل احمد منتظری می‌گوید گروه چهار نفره که مسئول اجرای احکام اعدام‌های ۶۷ بودند عبارتند از: حسینعلی نیری حاکم شرع وقت، مرتضی اشراقی دادستان وقت تهران، ابراهیم رییسی معاون وقت دادستان و مصطفی پورمحمدی نماینده وزارت اطلاعات در زندان اوین در آن زمان . در فایل منتشر شده، آقای منتظری خطاب به ابراهیم رئیسی و بقیه اعضا هیأت مرگ می‌گوید "به نظر من بزرگترین جنایت که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ ما رو محکوم می‌کند، به دست شما انجام شده و شما را در آینده جزو جنایتکاران توی تاریخ می‌نویسند".  خانم اگنس کالامار، دبیر کل سازمان عفو بین‌الملل پس از تعیین شدن ابراهیم رییسی به عنوان رییس جمهور منتخب ایران، خواستار آن شد که رییسی را  بابت اقداماتش که وی آن را "جنایات علیه بشریت" خواند، تحت تحقیقات کیفری قرار گیرد. خانم کالامار همچنین گفت: "این که ابراهیم رئیسی به مقام ریاست جمهوری دست پیدا کرده است به جای آن که به دلیل ارتکاب جنایات علیه بشریت، از جمله قتل، ناپدیدسازی قهری و شکنجه تحت تحقیقات کیفری قرار بگیرد، نمودی فجیع از سلطه‌ مطلق مصونیت در ایران است." خانم کالامار در ادامه گفت:"سرنوشت قربانیان و محل دفن پیکر‌شان تا امروز به نحو سازمان‌یافته توسط مقامات ایران پنهان شده است، امری که مصداق ارتکاب ادامه‌دار جنایات علیه بشریت است". اگنس کالامار در بیانیه خود گفت: "قوه قضائیه تحت ریاست ابراهیم رئیسی، همچنین مصونیت مطلق به مسئولان دولتی و نیروهای امنیتی اعطا کرده است که مسئول کشتار صدها مرد، زن و کودک طی اعتراضات سراسری آبان ۹۸ و نیز دستگیری گسترده هزاران معترض و ارتکاب ناپدیدسازی قهری، شکنجه یا سایر رفتار‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی و ترذیلی علیه صدها تن از آن‌ها بوده‌اند". از سوی دیگر، دبیرکل عفو بین الملل در واکنش به انتخاب آقای رئیسی به عنوان هشتمین رئیس جمهور ایران گفت: "سازمان ما در سال ۱۳۹۷ مستند سازی کرد که چگونه ابراهیم رئیسی عضوی از «هیئت مرگ» شهر تهران بوده که در سال۱۳۶۷، چندین هزار مخالف و دگراندیش سیاسی را در زندان‌های اوین و گوهردشت تحت ناپدیدسازی قهری قرار داده و به طور فراقضایی اعدام کرده است. ابراهیم رئیسی در مقام رئیس قوه قضائیه، ناظر بر سرکوب شدید و فزاینده حقوق بشر در ایران بوده است، سرکوبی که دستگیری بی‌ضابطه صدها تن از معترضان مسالمت‌جو، مخالفان و دگراندیشان، مدافعان حقوق بشر و اعضای گروه‌های اقلیت تحت ستم را به همراه داشته است". و اکنون ما فعالین و کنشگران مدافع حقوق بشر ایران خواستار محاکمه ابراهیم رئیسی با اتکا بر اظهارات نهادهای بین‌المللی به اتهام "جنایت علیه بشریت" و نقش اصلی او در "کمیته مرگ" در یک دادگاه مستقل بین‌المللی هستیم. ما همچنین خواستار محاکمه علی خامنه ای رهبر این انقلاب ننگین و خونین و کسی که مهر تایید بر این همه کشتارمردم بیگناه  میزند و کمترین حق و حقوق انسانی هموطنان و خانواده یمان را در ایران پایمال میکند، هستیم. اعدام های 67 و آبان 98 دیگر نباید تکرار شوند.

 

 


۱۳۹۹ اسفند ۱۶, شنبه

تبعیض جنسیتی و حقوق ضایع شده زنان در ایران

 



تبعیض جنسیتی و حقوق ضایع شده زنان در ایران

مریم افتخار

طبق اصل بيستم قانون اساسي جمهوری اسلامی ایران، همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.. اصل بيست و يكم دولت را موظف به تضمین حقوق زن در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی مینماید. اما در عمل آنچه که در رسانه ها و نشریات داخلی و خارجی عیان است، چيزي جز تبعيض و ناديده گرفتن حقوق زنان در ایران را نشان نمی دهد .طبق گزارش سالانه تبعیض جنسیتی در جهان در سال  ۲۰۱۴، ، ایران از میان ۱۴۲ کشور،  در رده ۱۳۷، یعنی ششمین رتبه از آخر و تنها بالاتر ازکشورهایی چون ،سوریه، چاد، پاکستان و یمن قرار گرفته است. حتی عربستان سعودی که به داشتن قوانین ضد زن مشهور است، دراین فهرست بالاتر از ایران و در مرتبه ۱۳۰ قرار گرفته است. زنان در کشورهای جهان سوم همچون، ایران، افغانستان، ترکیه، عربستان، هند و پاکستان در معرض بدترین نوع خشونت های جسمی و روحی قرار می‌گیرند. هم‌زمان با ۲۵ نوامبر (چهارم آذر) روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نظر رضا جعفری سدهی، رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی ایران از افزایش 20 تا 22 درصدی خشونت علیه زنان نسبت به دوسال پیش، سال 1397  سخن می گوید .

در مصاحبه زهرا بهرام‌نژاد فعال حوزه زنان وعضو هیات رئیسه شورای شهر تهران با روزنامه "اعتماد آنلاین اواینطور میگوید: وقتی در ایران صحبت از خشونت علیه زنان می‌شود معمولا بحث خشونت فیزیکی در اذهان  عمومی تداعی می‌شود. درحالی که خشونت علیه زنان می‌تواند به شیوه‌های مختلفی صورت گیرد. از خشونت زبانی گرفته تا خشونت روانی، مالی و... . در واقع خشونت فیزیکی فقط یکی از انواع خشونت علیه زنان است.

این فعال حوزه زنان ، خشونت علیه زنان را علاوه بر آزار جنسی یا خشونت فیزیکی، ناشی از فرهنگ و نگاه غلط مردسالارانه و پدرسالارانه‌ای می‌داند که نه فقط موضوعی فردی بلکه تبدیل به یک مساله‌ای اجتماعی نیز میشود. وقتی دختری توسط پدر یا برادرش تحقیر می‌شود، وقتی مادری جلوی چشمان فرزندش از همسرش کتک می‌خورد از راندمان کاری او نیز کاسته می‌شود. زن کشی در ایران را در سالهای اخیر به بهانه ننگین کردن شرافت خانواده بسیار شنیده ایم. سالانه ببن ۳۷۵ تا ۴۵۰ زن در ایران به بهانه دفاع از آبروی خانواده کشته می شوند. بسیاری از قربانیان این قتل های خانوادگی فقط یک دختر بچه هستند. ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ ، یک دختر ۱۶ ساله اهل روستای تنگه در آبادان  را عمویش با روسری خفه کرد و خواهر ۲۷ ساله اش را با ضربات چاقو کشت. آذرماه سال ۱۳۹۸ ، برادر زینب دختر ۱۴ ساله اهل روستای آباده کهگیلویه و بویراحمد، سرش را به دیوار کوبید و او را کشت. ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ دختری ۱۱ ساله به نام حدیث اهل خوی توسط پدرش به قتل رسید. ۱۰ فروردین ۱۳۹۹, فاطمه هواسی اهل قلعه شاهین سرپل ذهاب، تنها ۱۶ سال داشت که برادرش او را با شلیک گلوله کشت. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹ ، سارا رخشانی اهل زاهدان تنها ۱۵ سال داشت و باردار بود که شوهرش او را با ضربات چاقو کشت. اول خرداد ۹۹ رومینا اشرفی اهل تالش، تنها ۱۳ سال داشت که پدرش هنگام خواب سر او را با داس برید.

در قانون ایران نه تنها از این گونه قتل ها پیشگیری نمی شود بلکه  بر اساس قانون مجازات اسلامی در ایران، پدری بخاطر قتل دخترش قصاص نمی شود. اما زنی بخاطر قتل همسرش اعدام می شود. چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۹، زهرا اسماعیلی، ۴۲ ساله، به اتهام قتل همسرش بعداز اعدام پیوسته 16 مرد در برابر چشمانش در زندان رجایی شهر دراثر ایست قلبی سکته کرد و جان خود را از دست ‌داده بود . زهرا قبل از این که پای چوبه دار برود سکته کرد و قلبش ایستاد و مرد. با این ‌وجود جسد بی‌جانش را دار زدند و مادر مقتول شخصا زیر چهارپایه زد تا حتی برای چند لحظه، جنازه عروسش را بالای دار ببیند.» چنین اقدامی حتی در میان کشورهایی که در آن‌ها مجازات اعدام رواج دارد، نیز بی‌سابقه است. شیرین عبادی، حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، هم درباره اجرای حکم این زن نوشته است: «زهرا اسماعیلی، مادر، همسر و صدایی که شنیده نشد. به شهادت همبندی‌هایش، همه حتی مراجع قضایی می‌دانستند او فقط برای رهایی دختر نوجوانش از اعدام، قتل همسرش علیرضا زمانی (از مدیران کل وزارت اطلاعات ) بود  به گردن گرفته است

محمدرضا زیبایی‌نژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده در یک نشست خبری با موضوع «بررسی لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت» که در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد،  رویکرد به خشونت علیه زنان را «رویکردی لیبرالی» دانسته که «بومی» نیست. و با وقاحت کامل میگوید «اگر زن را آماده کنیم که اقتدار مرد را بپذیرد، خشونت علیه زنان پیش نمی‌آید. از دیدگاه جامعه اسلامی و مراجع تقلید ایران زن  برده ای بیش نیست که هیچ حقی جزنفس کشیدن و  اطاعت اوامر اربابش که همسر و پدرش باشند را ندارد .باید اقتدار اربابش را بپذیرد تا خشونت نبیند و کشته نشود. حق  ابراز عقیده ندارد ،حق اعتراض به ظلمی که در حقش میشود را ندارد حق تصمیم گرفتن درباره نوع پوشش و لباس پوشیدنش را ندارد. بر اساس  قوانین جمهوری اسلامی ایران، خروج زنان از کشور نیازمند اجازه پدر یا همسر آنها است. اگز زني حتی با تحصيلات عاليه و جایگاه رفیع شغلی و اجتماعی، بخواهد از كشور خارج شود حتما بايد اجازه همسر یا در دوران مجردی اجازه پدرش را كسب كند، در غير اين‌صورت اجازه خروج از كشو را نخواهد يافت

به گزارش روزنامه شرق در روز چهارشنبه، ۲۹ بهمن‌ماه 1399، سمیرا زرگری، سرمربی تیم ملی اسکی آلپاین بانوان ایران، به دلیل اختلافات خانوادگی توسط همسرش ممنوع‌الخروج شد و نتوانست تیمش را برای شرکت در رقابت‌های جهانی ایتالیا همراهی کند.  زهرا نعمتی، پرچمدار کاروان ایران در مسابقات المپیک ریو، در اردیبهشت ماه ۹۶ از سوی همسرش ممنوع‌الخروج شد.

قوانین ایران به شکلی ضمنی  همواره نابرابری زن و مرد در تمامی عرصه‌ها را بیان میکند. مادە١٠۴٣ قانون مدنی «نکاح دختر باکره اگر چە بە سن بلوغ رسیدە باشد موقوف بە اجازه پدر یا جد پدری اوست»، بعد از ازدواج حق ادامه تحـصیل برای زن بە محض ازدواج در اختیار شوهر قرار می‌گیرد. مادە ١٣٣و مادە ١١٠٨ قانون مدنی، حق برتری مرد نسبت به زن را اعلام کرده و می‌گوید: مرد می‌تواند زن را از هر عمل غیرضروری و عملی کە تکلیف شرعی او نیست و با استمتاعات متعارف او منافات دارد منع نماید، مانند خروج از خانە، ادامه تحصیل، حق کار کردن، حق شاغل شدن و

حق طلاق، کفالت و تصمیم‌گیری همواره به عهده مرد بوده و زنان هیچ حقی بر خود ندارند. آتنا دائمی فعال حقوق بشر و حقوق کودکان در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۳ توسط سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران به دلیل فعالیتهای مسالمت آمیز بازداشت و زندانی شد. مصادیق اتهاماتی که آتنا دائمی به خاطر آن به زندان محکوم شده شامل “انتشار پستهایی در فیس بوک در انتقاد از اعدامها، دیوارنگاری در نقد اعدام، حضور در آرامگاه کشته شدگان انتخابات سال ۱۳۸۸ و اطلاع رسانی درباره زندانیان سیاسی” بود.او طی نامه‌ای به مناسبت ۸مارس ، روز جهانی زن، به مواردی اشاره کرده که چند جمله آن گویا وضعیت زن ایرانی است: "هنوز زنانی که برای کسب آنچه شایسته انسانی است به پا خاسته‌اند به انواع بلاهای انسانی گرفتار می‌شوند. هنوز مردان برای زنان قانون‌گذارند. هنوز زنان را به زور سوار ماشین‌های گشت ارشاد می‌کنند و هنوز به خاطر مو و مانتوی کوتاه پلاک به گردن آنها می‌آویزند و از آنها عکس می‌گیرند"."هنوز خشونت‌های خانگی علیه زنان امری است رایج. هنوز زن با برده تفاوتی ندارد. هنوز اسید چهره زنان را نابود می‌کند". "زندان قرچک نمونه کوچکی از جامعه بزرگ زنان ایران است" ."روز جهانی زن است و من چیزی جز تیره روزی‌های زنان زندان قرچک به ذهنم راه نمی‌یابد و البته زندان که فقط در جاده ورامین نیست بلکه در خانه‌ها و در دل‌های اکثر زنان ایران است." "تبریک ۸ مارس را تقدیم به آنهایی می‌کنم که در همه جای قانون از مردها کمتر و کمترند، اما حداقل در قانون مجازات اسلامی با مردان برابرند و در تحمل کیفرهای سنگین چیزی از مردان کم ندارند. چه تناقضی!."

منابع: Harana.. BBC.. Radiofarda. Iran HRM.

 

۱۳۹۹ بهمن ۶, دوشنبه

واقعیت زندان های ایران

 



واقعیت  زندان های ایران

نویسنده: مریم افتخار

در طول بیش از ۴۰ سال حکومت جمهوری اسلامی ایران، همواره زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان با انواع و اقسام شیوه‌های غیراخلاقی و غیرقانونی تحت شدیدترین  شکنجه ها و آزار و اذیت‌های روحی و روانی قرار گرفته‌اند.دفتر کارنامه وزارت اطلاعات  سپاه و دیگر نهادهای بازداشت کننده در جمهوری اسلامی ایران مسبوق به سابقه به این امر است. خانواده این افراد که یک روز خبر دستگیری و ناپدیدشدن فرزندشان را میشنوند یا با حضور مأموران امنیتی در منزل خود روبرو می‌شوند ... از همان روز درگیر دادخواهی و پیگیری‌ وضعیت  زندانی شان سرگردان راهروهای دادگاه‌ها و زندان ها می‌شوند... و وقتی حکم قطعی زندان تایید و صادر شد، دیگر همه بار مسئولیت زندگی  بقیه اعضای خانواده و فرد زندانی بر دوش آنهاست.با آنکه طبق اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر، شکنجه ممنوع است، اما بسیاری از بازداشت شدگان و زندانیان زندانهای ایران اعم از سیاسی، عقیدتی، قومیتی و ...  شکنجه را در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های مختلف حکومت جمهوری اسلامی ایران  تجربه کرده‌اند. رضا شهابی زکریا، راننده شرکت اتوبوسرانی را بخاطر  اعتراف کذب یکی از همکارانش در حین رانندگی  بازداشت میکنند. پیش از انتقال وی به زندان اوین چند ساعتی او را بشدت در ناحیه سر، پهلو و گردن مورد ضرب و شتم قرار میدهند بطوریکه موجب مصدومیت جدی او در ناحیه گردن می‌شود. سپس وی  را به مدت ۱۹ ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ اوین زیر نظر وزارت اطلاعات تحت شکنجه و فشار های روحی و روانی قرار میدهند. آقای شهابی میگوید: "او را بر صندلی نشانده و دست و پایش را با چسب به صندلی می بستند و  به سر، پا و گردنش ضربه می زدند . گردن و کمر او به دلیل ضربات در طول دوره بازجویی، به شدت مصدوم شد و سال ها بعد از ناحیه کمر و گردن تحت عمل جراحی قرار گرفت." "همچنین او را در سلولهایی با بوی بد فاضلاب، صدای بلند هواکش و چراغی که همیشه روشن بود نگهداری می کردند. در طول ۱۹ ماه بازجویی، آقای شهابی در حالی که چشم بند داشته و  او رو به دیوار می نشاندند، بارها مورد ضرب و شتم با دست و پا، باتوم و ابزارهای دیگر قرار می‌گیرد." او در طول دوره بازجویی به علت مصدومیت ناشی از شکنجه ها، توان نشستن و ایستادن نداشت و مامورین زندان اقدامی برای درمان او نمی‌کردند، وقتی او زیر شکنجه، حاضر به پذیرش خواسته بازجویان نشد، واعترافات اجباری به جرمی که هرگز انجام نداده بود را نمی پذیرد، به او میگویند حکم ۲۰ سال زندان به او می دهند، و اجازه هواخوری و ملاقات هم به او نمیدهند."پس از مدتی برای شکنجه روحی روانی هرچه بیشترش،به او میگویند که حکم بازداشت همسر و خواهرش نیز صادر شده و سپس او را در سلولی می‌برند که صدای زنان می‌آمده، تا او اینطور تصورکند که اعضای خانواده اش نیز بازداشت شده اند. "مادر آقای شهابی بر اثر فشارهای عصبی ناشی از 'دستگیری فرزندش ' سکته می‌کند و فوت می‌کند اما به آقای شهابی اجازه حضور در خاکسپاری مادرش داده نمی‌شود. سپیده قلیان فعال اجتماعی، در ۲۷ آبان در شهر شوش و در جریان تجمعات کارگران هفت تپه بازداشت و از همان ابتدا مورد ضرب و شتم شدید قرار می‌گیرد.در طول دوره بازجویی "با کابل به کف پا و دست‌هایش میزدند و باطوم در کمرش می‌کوبیدند؛ چشمانش را با چشم بند میبستند و او را با لگد های متوالی محکم زده و او را به در و دیوار می‌کوبیدند. "وقتی خانواده در اولین ملاقات خانم قلیان را می‌بینند از 'شدت شکنجه توانایی راه رفتن نداشت ' . تجاوز جنسی به زندانیان زن و مرد، یکی دیگر از شکنجه های بسیار رایج در زندان های ایران است. از آنجا که این نوع شکنجه، آثار روحی روانی بسیار مخرب و ماندگاری بر  روحیه افراد مورد تجاوز قرار گرفته دارد و علاوه بر این، باعث خجالت و شرمساری آنها می‌شود، لذا تنها تعداد کمی از زنده ماندگان این موارد، حاضر شده‌اند که با رسانه‌های اجتماعی مصاحبه کنند. در چند برهه از تاریخ جمهوری اسلامی ایران، حکومت ایران متهم به تجاوز جنسی گسترده به زندانیان سیاسی شد. در مصاحبه ای که با اقای محسن مخملباف  انجام شد و در news.gooya.com منتشر شد، از ایشان میپرسد: آقای مخملباف، به نظر شما تجاوز جنسی به زندانی‌ها در زندان‌های جمهوری اسلامی تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد؟و آقای مخملباف در جواب میگوید: قطعا صحت دارد. از مدارک و شواهد برملا شده از کسانی که مورد تجاوز جنسی واقع شدند و به اقای  مهدی کروبی مراجعه کرده‌اند و همچنین از طريق ايميل‌هایی که به ما  در مورد تجاوزهای جنسی، دستگيری‌ها و کشته‌هايی که هنوز وضعيتشان معلوم نيست makhbalbafsazegara@gmail.com اطلاع داده می‌شد و از ما درخواست کمک میکردند، میتوان با اطمینان این مسیله را تایید کرد. البته اين اتفاق جدیدی نيست، فقط الان رو شده است. سی سال است که در زندان های جمهوری اسلامی یک چنين اتفاق‌ها و شکنجه هایی رخ میدهد. ." بگفته محسن مخملباف ، بسیاری از زندانیان  نیز تهدید شدند  که به اقوامشان تجاوز می‌شود مانند محمدعلی ابطحی که بعد از ملاقات با خانواده‌اش در زندان، تهدید شد که اگر اعتراف نکند، به همسر و دخترانش تجاوز می‌شود. در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی توسط پلیس، افرادی که به جرم برهم زدن امنیت اجتماعی در زندان کهریزک حبس شدند از تجاوز، برهنه کردن عورت و ادرار بر روی زندانیان سخن گفته‌اند. مقامات و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی ایران، برای اینکه اخبار و آمار این شکنجه ها به گوش مردم دنیا نرسد و بتوانند خود را به عنوان یک کشور بشر دوست و تابع اعلامیه جهانی حقوق بشری که زیر آن را امضا زده اند،معرفی کنند، حتی خانواده های این زندانیان را تهدید میکنند که در صورت مصاحبه با شبکه های اجتماعی در مورد وضعیت فرزند یا همسر زندانی شان  شرایط زندان و بازداشت را سخت تر میکنند و یا حتی بقیه افراد خانواده را نیز بازداشت میکنند . پدر امیرحسین مرادی از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان 1398 که به اعدام محکوم شد ، بدلیل فشارهای روحی وارده از سوی نیروهای امنیتی و تهدید برای سکوت در رابطه با وضعیت پرونده فرزندش، صبح دوشنبه ۷ مهر ۹۹ دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد. بعد از اعدام ناگهانی و بدون اطلاع قبلی کشتی گیر معروف ایرانی، نوید افکاری ، مامورین سپاه اطلاعات ایران نه تنها به خانواده وی اجازه گذاشتن سنگ قبر برای فرزند از دست رفته شان را ندادند، بلکه ساعاتی بعد از بازداشت موقت پدر و برادرش قبر بتنی او را نیز تخریب کردند. مامورین اطلاعات به منظورشکنجه و آزار روحی هر چه بیشتر خانواده نوید ، دو برادر دیگرش را ماههاست که در سلول های انفرادی و در شرایط بسیار نامناسب نگه داشته اند.  پس از اعدام دو زندانی سیاسی اهوازی به نامهای عبدالله کرملاچعب و قاسم بیت عبدالله در روز یکشنبه ۱۳ مردادماه  1398  ، در زندان فجر دزفول، مأموران اطلاعاتی به منزل آنها حمله کرده  ونه تنها مانع برگزاری هرگونه مراسم عزاداری میشوند  بلکه خانواده آنها را نیز تهدید میکنند که در صورت برگزاری مراسم عزاداری، زنان خانواده را نیز بازداشت خواهند کرد. همچنین آنها بدون هیچ دلیل قانع کننده و حتی حکمی از سوی قوه قضائیه، برادران قاسم بیت عبدالله به نام‌های عادل، جاسم و هاشم را از روستای چعب شهرستان شوش بازداشت و با خود بردند. با آنکه طبق ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر، احدی را نمیتوان خودسرانه توقیف، حبس یا تبعید کرد ، مامورین اطلاعات سپاه خانم صبا کرد فشاری را بدلیل اعتراض به گرانی و تلاش برای دادخواهی زندانیان سیاسی و زندانیان گمنام و هچنین اعتراض علیه حجاب اجباری، با عنوان زندانی سیاسی بازداشت کرده و قوه قضاییه او را به 24 سال زندان محکوم کرد.  آنها همچنین به خانواده او نیز رحم نکرده  مادر ایشان به نام راحله احمدی را به جرم دادخواهی و اعتراض به بازداشت دخترش، به دوسال و هفت ماه حبس محکوم کردند. یاسمن آریانی در اعتراض به تبعیض علیه زنان و بخاطر اعتراض به حجاب اجباری به عنوان زندانی سیاسی به 9 سال و هفت ماه حبس محکوم شد و وقتی که مادرش منیره عربشاهی به خاطر دادخواهی فرزندش به بازداشتگاه مراجعه میکند، مامورین او را هم بازداشت کرده و به 9 سال و هفت ماه حبس محکوم میکنند. داستان به اینجا خاتمه پیدا نمیکند. اگر این زندانیان بتوانند جان سالم از زندان های ایران به در ببرند، بعد از آزادی تازه مشکلات آنها در زندگی اجتماعی و در بین مردم جامعه شروع میشود. اسم زندان همانند لکه ننگی بر روی پیشانی آنها تا آخر عمر باقی می ماند .از کار یا حرفه ای که  پیش از بازداشت شدن، داشته اند اخراج میشوند و در هیچ کجا به آنها کار داده نمیشود. در نتیجه به مرور و بصورت ناخودآگاه، دچار افسردگی های حاد و دیگر بیماریهای مزمن میشوند و کم کم در انزوای خود فرو میروند. در برخی مواقع  ، اتفاقات بغرنج دیگری به این بحران دامن میزند.  آیا به نظر شما، فرد زندانی ای که پدر یا مادرش از غصه زندانی شدن اش سکته یا فوت کرده است، دیگر امید یا انگیزه ای برای ادامه زندگیش میتواند داشته باشد؟  از آنجا که فرهنگ روانکاوی و بازپروری زندانیان در فرهنگ جمهوری اسلای ایران نهادینه نشده، لذا این افراد در جامعه تبدیل به یک موجود طرد شده و خطرناک میشوند. فرزندان و دیگر اعضای خانواده این زندانیان نیز از این مقوله مستثنی نیستند و آینده روشنی در انتظار  آنها  نیز نیست. به دلیل سو سابقه والدین شان، از سوی دیگر افراد جامعه ، همکلاسیها ، همکاران و حتی همسایه ها طرد میشوند و دیگر کسی تمایل به ارتباط داشتن با آنها ندارد . بنابراین جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شکنجه، حبس و یا حذف زندانیان سیاسی ، بطورغیر مستقیم خانواده های آنها را نیز از چرخه زندگی خارج و امنیت و آرامش اجتماعی و شغلی رو از آنها میگیرد.

منابع : اشتراک در Facebook

اشتراک در Twitter

اشتراک در Telegram

Share via Email

Print this page

سازمان حقوق بشر ایران. گویا نیوز،هرانا. رادیو فردا. بی  بی سی. دویچه وله

 

#مریم_افتخار

#MARYAM_EFTEKHAR

۱۳۹۹ دی ۱۵, دوشنبه

کودکان کار در ایران

 



کودکان کار در ایران

نویسنده: مریم افتخار

کودکان کار به کودکانی گفته میشود که  عمدتا بخاطر فقر و گرسنگی خود و بعضا کل خانواده مجبورند بیشتر ساعات عمر خود را در  شبانه روز به صورت مداوم و پایدار به کار کردن در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، ساختمان ها، خیابان‌ها ،معادن و یاکشاورزی، و حتی روسپی‌گری بگذرانند.به عبارت بهتر، بسیاری از این قربانیان کوچک فقر، کمک خرج خانواده و برخی دیگر خود به تنهایی عهده دار مخارج کل خانواده هستند. این کودکان به جای  اینکه همانند دیگر کودکان سراسر دنیا ، وقت خود را به تحصیل در مدرسه، یا بودن در کنار خانواده و بازی و تفریح با هم سن و سالان خود بگذرانند ناچارند در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه و بهداشت، به انجام کارهای سخت .و طاقت فرسا در مکانهایی که مناسب سن و روحیه‌ی آنها نیست بپردازند و برخی  مواقع به دلیل فقر جسمی و علمی به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه ای اعم از قاچاق چیان انسان، سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانه های فساد و فحشا قرار میگیرند و سرنوشتی به جزکارگری برده‌وار، روسپی‌گری و نهایتا فروش اعضای بدنشان  در باندهای قاچاق انسان، در انتظارشان نیست. این نوع کار کودک، از نظر بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود. ماده‌ی ۳۲ پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک، دولت‌‏های عضو را موظف می‏‌کند تا نه تنها زمینه‌های رشد ذهنی، جسمی، روانی، و اجتماعی تمام کودکان را فراهم کنند.بلکه با هرگونه سوءاستفاده و بهره‌کشی اقتصادی از این کودکان نیز مقابله کند. و ایران در سال 1370 این پیمان‌نامه را امضا کرد و در سال 1373 مفاد آن به تأیید مجلس رسید. از طرف دیگر، ایران مقاوله‌‏نامه‌ی شماره‌ی 182 مصوب ژوئن ۱۹۹۹ سازمان جهانی کار در مورد «ممنوعیتِ بدترین اَشکال کار کودکان» که طی آن کار کردن کودکان در ۳۶ شغل از جمله کار در گندابها، جمع‌آوری، حمل و دفن زباله ممنوع اعلام شده است را پذیرفت . از عمده ترین عوامل به یغما رفتن کودکی این کودکان و  سرازیر شدن آنها به خیابانها میتوان به عوامل مختلف اقتصادی از قبیل فقر ،شیوع بالای بیکاری، بحران بلوغ، فرار از خانه، اعتیاد و بزهکاری ، سوء استفاده توسط بزرگسالان، عوامل اجتماعی  مانند ، مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و یا حتی به کشوری دیگر ، عوامل خانوادگی از قبیل ، مشاغل کم درآمد یا ناتوانی جسمی پدر خانواده در تامین هزینه ها، خانواده های پر جمعیت ،یا خانواده های پرتنش، فوت یا جدایی والدین، اعتیاد در خانواده  و همچنین نبود نظارت‌های دولتی  و قوانین حمایتی در دفاع از حقوق کودکان  اشاره کرد. به طور کلی می توان فقر را به عنوان مهمترین عامل این مسیله و دیگر عوامل اجتماعی و خانوادگی را به عنوان محرک های  تاثیرگذار در شکل  گیری  پدیده کودکان خیابانی و کودکان کار دانست.  بر اساس آمار سازمان جهانی کار (ILO)، سالانه  حدود  ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان،  محروم از کودکی کردن شده و به کودکان کار جهان میپیوندند. از میان این تعداد، ۱۲۰ میلیون‌نفر از آنها به طور تمام وقت  مشغول به کار در بازار کار میشوند.که ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲درصد در آفریقا و ۷ درصد درآمریکای لاتین زندگی می‌کنند. با علم به اینکه در مورد هیچ چیزی نمیتوان هرگز آمار دقیقی در جمهوری اسلامی ایران بدست آورد نه آمار بیکاری،نه فقر ، نه مرگ های ناشی از بیماری خاص، بازداشتهای غیر قانونی و هزاران مسیله دیگر، اما طبق آمارهای غیر رسمی اعلام شده در سایت دویچه وله، حدود  هفت میلیون کودک کار در ایران وجود دارند که نیمی ازآنها، اتباع کشورهای همسایه هستند.بنا به گفته "محیا واحدی"، فعال حقوق کودک و دبیر سمینار تخصصی کودکان کار، میانگین سنی کودکان کار در ایران  بین ۱۰ تا ۱۵ سال است اما یادمان نرود که کودکان کار کمتر از ۵ سال و حتی نوزادی که در آغوش مادر و به اجبار وارد چرخه کار می‌شود نیز جز کودکان کار محسوب میشود. وضعیت اقتصادی این چند سال اخیر ایران، شرایط معیشتی همه مردم بالاخص خانواده های فقیر را بشدت  وخیم تر کرده و دیدن هر روزه صحنه دلخراش کودکان زباله گرد ی که تا کمر در سطل زباله خم شده و در حال زباله‌گردی هستند، دیگربه یک امر عادی و تکراری تبدیل شده و برخلاف روزهای اول،  دیگر دل هر رهگذری را نمی لرزاند و فکر کسی را درگیر خود نمیکند. طبق ماده‌ی 79 قانون کار در ایران «به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام (پسر و دختر)‌ ممنوع است. کارفرمایانی که افراد کمتر از ۱۵ سال را به کار بگمارند، مستوجب مجازات خواهند بود.» و ماده‌ی 83 قانون کار بر زیانآور نبودن کارهای ارجاعی برای کارگران نوجوان 15 تا 18 سال سن با این مضمون تأکید میکندکه «ارجاع هر نوع کار اضافی و انجام کار در شب و نیز ارجاع کارهای سخت و زیان‌آور و خطرناک و حمل بار بیش از حد مجاز با دست ، استفاده از وسایل مکانیکی، برای کارگر نوجوان ممنوع است» وطبق  ماده ۳ ، بند یک کنوانسیون شماره ۱۳۸ کودک ،درباره حداقل سن کار ( قوانین بین الملل ) : حداقل سن برای آغاز به کار در هر شغلی که به اقتضای طیبعتش، یا به دلیل شرایط و فضای انجام کار، ممکن است به تندرستی، ایمنی یا اخلاق نوجوانان آسیب رساند از ۱۸ سال کمتر نخواهد بود. در مقابل همه این قوانین ، ماده‌ی 188 قانون کار را داریم که با رسمیت دادن به مشاغل خانگی می‌گوید: «کارگران کارگاه‌های خانوادگی که انجام کار آن‌ها منحصراً توسط صاحب‌کار،‌ همسر و خویشاوندان نسبی درجه‌ی یک انجام می‌شود، مشمول مقررات قانون کار نمی‌باشد.» و همچنین ماده‌ی 196  قانون کار در ایران، کار کودکان در کارگاه‌‏های کوچک زیر 10 نفر را مجاز دانسته است.  همین ماده‌ی قانونی است که فرصت سواستفاده را به بسیاری از کارفرمایان برای استخدام کودکان با دستمزدی ناچیز برای ساعات کاری زیاد کودکان به آنها می دهد.. کارگاههای کوچک ریسندگی و خیاطی، گاراژها، مکانیکی‏‌ها، محل‌‏های تفکیک زباله با تکیه بر این قانون، به طور رسمی کودکان زیر سن قانونی را به کار میگیرند، و آسیب‌های وارده به این کودکان در چنین محیط های کاری در هیچ جایی ثبت نمی‌شود. محرومیت از کودکی، بازماندگی از تحصیل در مدرسه و آسیب‏های جسمنی و روانی کار، درد مشترکی است که در بین تمام کودکان کار ایران و اقصا نقاط جهان وجود دارد. عوارض  فیزیولوژیکی‏ای که کارهای سنگین و نامناسب  در آینده بر بدن این کودکان معصوم  می‏گذارد بر همگان واضح و مبرهن است. مثال ساده‏ آن، کودک زباله‏گردی است که همیشه کوهی از زباله  را به سختی بر روی کمرش حمل میکند  و قطعاً در آینده، ستون فقراتش دچار مشکل حاد خواهد شد.شایان ذکر است که  طبق آمارهای رسمی تنها در تهران حدود ۴۷۰۰ کودک در بخش زباله‌‏گردی کار میکنند. از سوی دیگر  محیط کار کودکان، چه در خیابان و چه در کارگاه‏ها، بسیار محیط پرآسیب و پرتنشی است. این کارگاهها که معمولا مجوز کار نداشته و غیر قانونی هستند و یا به طور غیر قانونی و بدون نظارت دولتی بر آنها ، کودکان را به عنوان نیروی ارزان به کار میگیرند محیط ناامنی پر از تجاوز، ، خشونت کلامی و رفتاری ، فحاشی و… است. .متاسفانه محل خواب و استراحت کودکان خیابانی بی سرپرست اغلب در مناطقی است که عموماً درگیر مشکلات اجتماعی مثل اعتیاد، تن‌فروشی و آسیب‌هایی از این قبیل هستند این بحران ها و تجربه های سخت  کودکی با عث می شود تا در آینده این افراد جزیی از طبقه‏ی فرودست و سرخورده جامعه باشد و نتوانند مهارت های لازم برای بروز استعدادهایشان در زندگی بزرگسالی خود را بدست بیاورند و بعید نیست که خود آنها  والد یا والده‏ی یک کودک‏کار دیگر  نیز بشود .علاوه بر دستمزد ناعادلانه و ناچیز دریافتی در ازای ساعات کاری زیاد این کودکان، که معمولا بین 10 تا 12 ساعت کار بی وقفه در شبانه روز است و متاسفانه چیزی از آن دستمزد به خود آنها نمیرسد  و پدر  و یا شخص بزرگتر دیگری آن را تصاحب میکند. سواستفاده و آزار جنسی آنها در محیط کار گواه  بخش پررنگ  دیگری از زندگی این کودکان کار است.. بنا به گفته مینو محرز، رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران،‌  چهار تا پنج درصد از کودکان کار به ایدز مبتلا هستند، که یک سوم آنها بین 10 تا 14 سال و دو سوم دیگر 15 تا 18 سال سن دارند. که این میزان ابتلای کودکان کار به اچ‌آی‌وی با نرخ ابتلای کارگران جنسی برابر است. همچنین رضا قدیمی، مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، سه سال پیش اعلام کرد که نود درصد از کودکان کار مورد تعرض و سواستفاده جنسی قرار می‌گیرند. اما از ترس تحقیر شدن و یا به سخره گرفته شدن از طرف همسن و سالانشان جرات حرف زدن درباره این اتفاقات را ندارند. و در واقع فقط میخواهند درد له شدن حرمت و شرف انسانی شون رو تحمل کنند و دیگه جایی برای تحمل درد تحقیر و تمسخراز سوی دیگران رو ندارند. به گفته یکی از فعالین حقوق کودک درتهران پسر بچه هشت ساله ای که قبلا در یک سماورسازی از هشت صبح تا یازده شب در ازای دستمزد بسیار کمی کار می‌کرده از صاحب‌کار قبلی‌‏اش کتک می‌خورد و مورد تجاوز قرار گرفته بود اما از ترس بیکار شدن، اعتراض هم نمی‌توانسته بکند.در بخش پایانی صحبتم در مورد کودکان کار درایران که زاییده فقر جامعه هستند، میخواهم به کودکان تشنه  روستاهای سیستان و بلوچستانی اشاره کنم که  بخاطر رفع تشنگی و به دلیل عدم رسیدگی و بی تفاوتی مسیولین دولتی جمهوری اسلامی ایران، برای دسترسی اهالی روستاهای این استان  به لوله کشی آب آشامیدنی ،  هر روزه این کودکان به  کنار این هوتک ها می روند تا آب آشامیدنی خانواده را از همان گودال آبی بردارند که همچنین برای مصارف کشاورزی و حیوانات اهلی و وحشی  منطقه استفاده می شود. این آب آلوده مشکلات گوارشی زیادی برای مردم  منطقه ایجاد می‌کند. به طوری که برخی کودکان مدت ها از دل درد رنج می‌برند، اما بازهم با این حال مجبورند برای رفع تشنگی و دیگرنیازهای روزمره خود و خانواده شون از همین آب آلوده استفاده کنند. و سالهاست که متاسفانه پیوسته  شاهد  غرق شدنشان در این هوتک ها هستیم. از یک طرف حتی تصور این مسیله که یک انسان آن هم در این کشور غنی و ثروتمند، مجبور باشد برای رفع تشنگی اش از همان آبی بنوشد که حیوانات  نیز پوزه شان را در همان آب میکنند بسیار دردناک است و دردناک تر از آن این که این هوتگ های بی رحم  «فاطمه»های ۳ ساله ، محمد های 5 ساله، «یحیی»های  ۲ ساله و «یسنا»های  ۵ ساله زیادی رو به کام خود فرو میبرند. و جانشان را میگیرند. موضوع به همین جا ختم نمیشود. در این گودال های بزرگ اب آلوده جانوران گرسنه ای شبیه به تمساح به نام گاندو هم زندگی میکنند که  پیوسته طعمه های خود را از میان افرادی که به کنار این هوتک ها می روند تا اب اشامیدنی شان را بردارند یا شستشویی انجام دهند ، انتخاب میکنند. امیر حمزه» پسر بچه 9 ساله ای که به همراه مادرش برای شستن لباس‌هایشان و برداشتن آب مورد نیاز به هوتگ می‌روند و زمانی که مادر مشغول شست و شوی لباس‌ها می‌شود امیرحمزه طعمه جدید تمساح پوزه کوتاه یا همان گاندو می‌شود. این کودک بر اثر حمله گاندو دستش از مچ قطع شد و حالا باید برای ادامه زندگی‌اش با یک دست به شرایط جدید عادت کند. پدر امیرحمزه میگوید با وجود اینکه در طی سال‌های گذشته این چنین حوادثی چندین بار در این روستا اتفاق افتاده، ولی متاسفانه مسئولان از دهیاری و شورای روستا گرفته تا فرماندار هیچ اقدامی برای تامین آب لوله‌کشی و فکری برای مهار این تمساح‌های گرسنه نکرده‌اند. سی رایت میلز(جامعه شناس آمریکایی) گفته زیبایی دارد که بی ارتباط با موضوع بحث امروز ما در مورد کودکان کار  نیست. او میگوید :وقتی یک مساله تعداد زیادی از مردم را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مشکل تعداد زیادی از مردم میشود باید ریشه‌های این مساله را فراتر از افراد و نه بطور خصوصی بلکه در ساختارهای اجتماعی یعنی در چارچوب‌های کلی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی یک دولت بررسی کرد. . دولت جمهوری اسلامی ایران همه چیز را میبیند  و می فهمد اما خود را به ندیدن و نفهمیدن می زند و تنها هدفش غارت  زندگی ملت بی پناه و معصوم ایران است و حتی ذره ای از این ثروت های هنگفت زمینی و زیرزمینی اش خرج مردم مستمند آن نمی شود.

 

منبع: خبرگزاری پانا. رادیو فردا. بی بی سی فارسی. S.P.W.S.C.. خبرگزاری مجلس شورای اسلامی. کنوانسیون حقوق کودک.

حکم اعدام

 رئیس کل دادگستری استان #البرز با اعلام این خبر مدعی شد که فردی   در تاریخ دوم اسفند سال ۱۴۰۱ همراه با تعداد دیگری از همدستان خود در جریان ت...