۱۳۹۸ اسفند ۲۷, سه‌شنبه

محرومیت مجید تیباش، زندانی سیاسی زندان ارومیه از اعزام به مرخصی استعلاجی

خبرگزاری هرانا – مجید (آران) تیباش، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه که به منظور تکمیل روند درمان خود درخواست مرخصی استعلاجی داده بود، کماکان از اعزام به مرخصی محروم مانده است. این زندانی سیاسی مهرماه امسال برای درمان بیماری لیپوم به بیمارستان اعزام شده بود و علیرغم خارج کردن تومورهای چربی از بدن، مجددا نیازمند تکرار این جراحی است. آقای تیباش تیرماه امسال بازداشت و جهت تحمل ۴ سال حبس به زندان ارومیه منتقل شد بود. این زندانی سیاسی فارغ از مرخصی استعلاجی مشمول بخشنامه جدید رئیس قوه قضاییه در خصوص اعزام زندانیان به مرخصی برای کنترل شیوع کرونا در زندانها نیز قرار می گیرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مجید تیباش زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه از اعزام به مرخصی محروم مانده است.
این زندانی سیاسی که مهرماه امسال برای درمان بیماری لیپوم و خارج کردن تومورهای خوش خیم چربی به بیمارستان امام خمینی اعزام شده بود، به دلیل رشد دوباره این تومورها مجددا نیازمند جراحی است.
با این وجود و همچنین علیرغم طی کردن یک ششم از دوران محکومیت خود، مسئولین زندان از اعزام این زندانی سیاسی به مرخصی ممانعت کرده و اعلام نموده‌اند تنها کسانی مشمول مرخصی می‌شوند که بیش از یک سوم از مدت حبس خود را طی کرده باشند.
پس از شیوع گسترده ویروس کرونا و افزایش نگرانی ها از سرنوشت صدها هزار زندانی، رئیس قوه قضائیه طی دو بخشنامه در اسفندماه سال جاری به هدف کنترل وضعیت بهداشتی زندانها شرایطی را برای اعزام به مرخصی زندانیان اعلام کرد که عمدتا شامل زندانیان مالی و همینطور زندانیان با محکومیت کمتر از ۵ سال می شد. این شرایط در مورد زندانیان سیاسی سختگیری مضاعفی دارد علاوه بر اینکه مسئولان قضایی یا سازمان زندانها در روند اداری مرخصی برخی زندانیان عقیدتی مانع تراشی های فراقانونی می کنند.
مجید (آران) تیباش، فرزند خالد و شهروند ساکن شهرک دیزج مرگور ارومیه در تاریخ ۱۷ تیرماه امسال بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان ارومیه منتقل شده بود.
این شهروند در تاریخ ۵ دیماه سال گذشته به اتهام “همکاری با یکی از گروه‌های مخالف نظام” به ستاد خبری اداره‌ اطلاعات ارومیه احضار و پس از اتمام بازجویی به صورت موقت آزاد شده بود اما پس از ساعاتی مجددا بازداشت و جهت بازجویی به بازداشتگاه اداره‌ی اطلاعات منتقل شده بود.
وی روز پنجشنبه ۲۷ دی‌ماه ۱۳۹۷ پس از پایان مراحل بازجویی با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی تا پایان دادرسی آزاد شده بود.
جلسه رسیدگی به اتهامات آقای تیباش طی ماه‌های گذشته در شعبه ۳ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی نجفی برگزار و نهایتا وی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. این حکم توسط شعبه ۱ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به ۴ سال حبس تقلیل یافت.
لازم به ذکر است که این شهروند در سال ٩١ نیز به علت فعالیت‌های سیاسی از دانشگاه علمی – کاربردی ارومیه اخراج شده و در سال‌های اخیر چندین بار دیگر بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته بود.

اعتصاب غذای نسرین ستوده در بند زنان زندان اوین

خبرگزاری هرانا – نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین از امروز دوشنبه ۲۶ اسفندماه، در اعتراض به جلوگیری از آزادی زندانیان سیاسی طی نامه‌ای از اعتصاب غذای خود خبر داده است. وی در این نامه با اشاره به بحران کرونا و ضرورت تعطیلی بسیاری از بندهای زندان های کشور از جمله بند زنان زندان اوین گفته است “از آنجا که کلیه مکاتبات حقوقی و قضایی جهت یادآوری ضرورت آزادی زندانیان بی‌پاسخ مانده است اینجانب با اقدام به اعتصاب غذا به عنوان آخرین راه چاره یک زندانی، درخواست خود را مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی مجددا اعلام می‌دارم.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین از امروز دوشنبه ۲۶ اسفندماه ۹۸، دست به اعتصاب غذا زد.

خانم ستوده روز جاری طی نامه ای گفته است که این اقدام را در اعتراض به جلوگیری از آزادی زندانیان سیاسی در میانه بحران کرونا صورت داده است.

نسرین ستوده در بخشی از این بیانیه گفته است: “در میانه‌ بحرانی که جهان و ایران را در بر گرفته است، همان نهادهای نظامی و اطلاعاتی که با تحمیل مدیریت‌های ستیزه‌جویانه‌شان امنیت کشور را برهم زده‌اند؛ همچنان بر ادامه حبس زندانیان سیاسی در شرایط پرمخاطره کنونی اصرار می‌ورزند تا فاجعه هر چه عمیق‌تر و گسترده‌تر گردد و طوفان این ویروس کشنده زندانیان سیاسی و یا خانواده‌های آنان را از بین ببرد”.
وی همچنین در بخش دیگری از این نامه گفته است: “این یک ضرورت ملی است که بسیاری از بندهای زندانهای کشور از جمله بند زنان زندان اوین تعطیل شود و این یک ضرورت ملی است که حکومت از در آشتی با دنیا درآید تا از مزایای دانش و تکنولوژی برای مقابله با بیماری کرونا بهره‌مند گردد. از آنجا که کلیه مکاتبات حقوقی و قضایی جهت یادآوری ضرورت آزادی زندانیان بی‌پاسخ مانده است اینجانب با اقدام به اعتصاب غذا به عنوان آخرین راه چاره یک زندانی، درخواست خود را مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی مجددا اعلام می دارم”.
نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
به گفته پیام درفشان، وکیل دادگستری، نسرین ستوده در حال حاضر به خاطر محکومیت به پنج سال حبس تحت عنوان اتهام جاسوسی -که در کیفرخواست وی وجود ندارد-، شکایت بازپرس دادسرای کاشان و صدور قرار بازداشت توسط شعبه دوم بازپرسی در زندان به‌سر می‌برد.
شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران در یک پرونده، نسرین ستوده را به اتهام “اجتماعی و تبانی علیه امنیت کشور” به پنج سال حبس محکوم کرده بود و این حکم در مرحله تجدید نظر به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است.
وی در جلسه دادگاهی که در تاریخ ۹ دی ماه ۹۷ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران از بابت پرونده ای دیگر برگزار شده بود به صورت غیابی و از بابت هفت عنوان اتهامی تحت عناوین “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی علیه نظام، تشویق مردم به فساد و فحشاء و فراهم آوردن موجبات آن، اخلال در نظم و آسایش عمومی، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی” به ۳۳ سال حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. گفته می‌شود از این حکم سنگین میزان ۱۲ سال حبس قابلیت اجرایی دارد.
لازم به ذکر است نسرین ستوده پیش از این نیز در شهریورماه سال ۸۹ نیز بازداشت و به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. وی از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، در زندان اوین به سر برده است.
وی ۵۶ ساله و مادر دو فرزند به نام‌های مهرآوه و نیما است.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

۱۳۹۸ اسفند ۱۶, جمعه

بحران ویروس کرونا در زندان های کشور؛ شیوع بیشتر همزمان با مانع تراشی برای استفاده زندانیان از مرخصی

خبرگزاری هرانا – محیط بسته زندانهای ایران نیز همچون جامعه آزاد شاهد شیوع گسترده ویروس کرونا است با این نگرانی مضاعف که معمولا قشر زندانیان کمتر مورد توجه افکار عمومی و مسئولین هستند، آنها از دسترسی به خدمات درمانی، بهداشتی و امکانات لازم برای مقابله با این ویروس محروم هستند و همینطور به خاطر زندگی در محیط بسته زندان و تعذیه نامناسب از لحاظ جسمی آسیب پذیری بالایی دارند. در طی روزهای اخیر موج شناسایی زندانیان مبتلا یا مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا افزایش یافته است. زندانهای ارومیه، رجایی شهر کرج، تهران بزرگ، خرم آباد، گرگان، اوین، سنندج، قزلحصار، زاهدان و… از جمله این موارد هستند. بخشنامه رئیس قوه قضاییه برای اعزام زندانیان به مرخصی نیز عملا برخلاف آمارهای بالای ارائه شده از سوی مسئولان باعث کاهش جمعیت حاضر در زندانها به خصوص زندانهای بزرگ نشده است و از سوی دیگر کارشکنی در اعزام بسیاری از زندانیان واجدشرایط موجب اعتراضات فردی و جمعی زندانیان شده است. گزارش پیش رو به آخرین وضعیت شیوع این ویروس و گسترش آن در زندانها می پردازد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شمار زندانیان مشکوک و تایید شده مبتلا به بیماری ناشی از ویروس کرونا در زندان های مختلف کشور به شدت رو به افزایش است.
روز گذشته چهارشنبه موسی نعمانی زندانی محبوس در بند ۳-۴ زندان ارومیه با علائم مشابه به ویروس کرونا به بیمارستان خارج از زندان اعزام شد. یک روز پیش از این نیز، سلمان سلیمانی نژاد شهروند زندانی در بند ۳-۴ زندان ارومیه پس از وخامت حال عمومی و با علائم ابتلا به ویروس کرونا به بیمارستان خارج از زندان اعزام شد. حدود هزار زندانی در بند ۳-۴ زندان ارومیه نگهداری می‌شوند.
همزمان با افازایش نگرانی زندانیان از شیوع ویروس کرونا در داخل زندان ارومیه، امروز پنج شنبه زندانیان محبوس در بند ۱۵ این زندان به علت عدم اعطای مرخصی، دست به اعتصاب زده و از تحویل گرفتن غذای زندان خودداری کردند. در بند ۱۵ زندان ارومیه حدود ۴۶۰ زندانی با جرائم مرتبط با “مواد مخدر” تحمل حبس میکنند.

به گفته یک منبع مطلع: “۴ نفر از از بند ۱۵ زندان ارومیه به ویروس کرونا مبتلا شده اند ولی مسولین زندان از اعلام این خبر ممانعت میکنند. شاهرخ احمد زاده مسول واحد فرهنگی زندان ارومیه هم، از چند روز گذشته در بیمارستان بستری است. مسولین زندان علتش را بیماری کبدی اعلام کرده اند ولی همکارانش علت بستری وی را وجود علائم ویروس کرونا بیان میکنند”.

زندانیان محبوس در زندان ارومیه از حداقل امکانات بهداشتی لازم برای تشخیص و یا پیشگیری از شیوع ویروس کرونا مانند دستکش و ماسک بی بهره هستنند.

به گفته یک منبع مطلع: “امروز خانواده بیش از ۳۰۰ زندانی جهت پیگیری وضعیت مرخصی زندانیان خود به این زندان مراجعه کرده اند، ولی آقای مختاری قاضی ناظر زندان و دیگر مسولین، این امر را به یکدیگر محول کرده و جوابی به خانواده ها نمیدهند”.

امروز پنج شنبه نیز پدر آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین، طی یک توییت نوشت: “نگرانی ما همچنان ادامه دارد، جان دخترم آتنا و دیگر زندانیها در خطر است، با پیگیری که انجام دادم هیچ نتیجه ای دربر نداشت، جواب یک کلمه؛ اگر مرخصی به دخترت تعلق بگیرد به شما اطلاع خواهیم داد”.
پیشتر گزارشاتی از انتقال دو زندانی از بند ۴ زندان اوین و انتقال یک زندانی دیگر از بند ۸ این زندان به درمانگاه به دست هرانا رسیده بود. صبا کرد افشاری نیز با توجه به تب و سرفه زیاد در بند زنان زندان اوین وضعیت نگران کننده‌ای پیدا کرده است.
در زندان زاهدان نیز دست کم چهار مورد زندانی مشکوک به ویروس کرونا شناسایی و به بهداری این زندان منتقل شده اند.

از اردبیل نیز گزارش شده است، رحیم غلامی، شاعر و نویسنده اهل اردبیل روز جاری طی یک تماس تلفی با خانواده خود، از مخالفت مسولین زندان اردبیل با درخواست مرخصی خود خبر داد.

این مخالفت در حالی است که آقای غلامی، بیش از ۸ ماه از محکومیت یک ساله خود را سپری کرده است.
مریوان کروکی، زندانی سنی مذهب زندان رجایی شهر کرج نیز دیگر زندانی بود که علیرغم اینکه تنها چند هفته تا موعد پایان حبس فاصله دارد از مخالفت زندان با اعطای مرخصی پایان حبس خود خبر داد.

سخنگوی قوه قضاییه ایران مدعی اعزام بیش از ۵۴ هزار زندانی به مرخصی شده است. این امر در حالی است که مسئولان از اعطای مرخصی به بسیاری از زندانیان واجد شرایط از جمله زندانیان سیاسی خودداری می کنند.

در کنار زندانیانی که با مرخصی های آنان مخالفت شده است تعداد اندکی از زندانیان عقیدتی توانسته اند از طریق امکان مرخصی زندان را موفتا ترک کنند.
از جمله این زندانیان، زندانیان بهایی در شهرهای بیرجند و بوشهر است،

مینو ریاضتی، احترام شیخی، فریده جابری و اسدالله جابری (بوشهر)، بهمن صالحی، خلیل ملاکی، بیژن احمدی، ساغر محمدی، شیدا عابدی، سهراب ملاکی، فیروز احمدی، سیمین محمدی و مریم مختاری (بیرجند) از جمله زندانیان بهایی محبوس در این زندانها محسوب می شوند.

لازم به ذکر است، شمار افراد مشکوک به کرونا در زندان‌های ارومیه، رجایی شهر، قزلحصار، سنندج، خرم آباد، گرگان، تهران بزرگ و بسیاری زندانهای دیگر به شدت رو به افزایش است.
با توجه به محیط بسته زندان، تغذیه نامناسب، نبود امکانات بهداشتی و پزشکی لازم، تراکم بالای جمعیت، بروز موارد مشکوک کرونا در برخی زندانها موجب نگرانی زندانیان و خانواده های آنان شده است. در برخی زندانها زندانیان خواستار دریافت امکانات بهداشتی لازم و همینطور قرنطینه شدن افراد مشکوک به این بیماری شده اند و تهدید کرده اند در صورت تداوم بی توجهی به اعتصاب غذا دست خواهند زد.
بسیاری از خانواده های زندانیان نیز در گفتگو با هرانا، خواستار تمهیدات ویژه سازمان زندانها از جمله ضدعفونی کردن محیط زندان، اعطای مرخصی در بیشترین تعداد ممکن، اعطای بسته های بهداشتی از جمله ماسک و ژل های ضدعفونی کننده و همچنین انتقال   زندانیان مشکوک به بیماری به قرنطینه شده اند.    
FacebookTwitterاشتراک گذ

سازمان عفو بین‌الملل؛ شواهد تازه از کشتار دستکم ۲۳ کودک به دست نیروهای امنیتی در اعتراضات آبان ماه

سازمان عفو بین‌الملل در ادامه‌ی تحقیقات خود به شواهدی دست یافته است که نشان می‌دهد نیروهای امنیتی ایران دست کم ۲۳ کودک را در جریان اعتراضات سراسری در آبان ۱۳۹۸ کشته‌اند.

بنا به یافته‌های این تحقیقات، دست کم ۲۲ نفر از این افراد بر اثر استفاده‌ی غیرقانونی نیروهای امنیتی از مهمات مرگبار علیه معترضان غیرمسلح و رهگذران جان باخته‌اند. جان‌باختگان شامل ۲۲ پسر ۱۲ تا ۱۷ ساله بوده‌اند و همچنین دختربچه‌ای که گفته می‌شود بین ۸ تا ۱۲ سال سن داشته است. جزییات مربوط به این یافته‌ها در گزارشی تحت عنوان «به بچه‎هایمان شلیک کردند» – کشتار کودکان در اعتراضات آبان ۱۳۹۸ منتشر شده است.
فیلیپ لوتر، مدیر پژوهش‌ها و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل می‌گوید: «در ماه‌های اخیر، ابعاد هولناک استفاده‌ غیرقانونی نیروهای امنیتی ایران از سلاح‌های مرگبار برای سرکوب اعتراضات آبان ماه هرچه بیشتر در معرض دید قرار گرفته است. با این حال، باز هم تکان‌دهنده است که ببینیم این همه کودک قربانی این قساوت شده‌اند. تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه‌ای باید در مورد این کشتارها انجام شود و آمران و عاملان باید در دادگاه‌های عادلانه مورد محاکمه قرار گیرند.»
در دست‌کم ۱۰ مورد، عفو بین‌الملل، با توجه به شرح جراحت‌ها در گواهی‌های فوت و جوازهای دفن که مورد بررسی قرار داده و یا با اتکا به اطلاعاتی که از منابع موثق به این سازمان رسیده، دریافته است که مرگ کودکان در نتیجه‌ی شلیک گلوله به سر یا سینه آن‌ها  بوده و این نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی به قصد کشتن شلیک کرده بودند.
در ۲ مورد از این ۱۰ مورد، جراحات هولناک ناشی از اصابت گلوله به این کودکان در جوازهای دفن‌شان شرح داده شده است. در یکی از این گواهی‌ها به صدماتی از جمله «خون‌ریزی»، «له‌شدگی مغز» و «خردشدگی استخوان جمجمه» اشاره شده است. در یک گواهی دیگر علت مرگ «خون‌ریزی وسیع داخلی» و «پارگی قلب و ریه» ذکر شده است.
در خصوص یکی از کودکان، گزارش‌های متناقضی از علت مرگ توسط عفو بین‌الملل دریافت شده است؛ در یکی از گزارش‌ها به صدمات مهلک به سر در نتیجه‌ی ضرب‌وجرح از جانب نیروهای امنیتی اشاره شده، و در گزارشی دیگر به اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای به صورت قربانی، در شرایطی که گلوله‌ها از فاصله‌ی نزدیک شلیک شده بودند.
بنا به مستندات، این ۲۳ کودک در ۱۳ شهر در ۶ استان در نقاط مختلف کشور (اصفهان، فارس، کرمانشاه، خوزستان، کردستان و تهران) کشته شده‌اند و این نشان‌دهنده‌ی دامنه‌ی گسترده‌ی آن سرکوب خونین است.
فیلیپ لوتر می‌گوید: «این واقعیت که اکثر مواردِ مرگ کودکان فقط در طول دو روز – روزهای دوم و سوم اعتراضات – اتفاق افتاده گواه دیگری است بر کشتار وسیع و سریعی که نیروهای امنیتی ایران به راه انداختند تا نارضایتی‌ها را به هر قیمت سرکوب کنند.»

۱۳۹۸ اسفند ۲, جمعه

گزارشی از کولبری کودکان در مناطق مرزی کردستان

– بنا بر آمارها و گزارشهایی از سوی نهادهای دولتی و همچنین فعالان مدنی، یکی از معضلات اجتماعی رو به افزایش در ایران معضل «کودکان کار» است.

بخشی از کودکان در مناطق مرزی غرب ایران خصوصا در استان های کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه عمدتا به علت فقر و بیکاری گسترده و عدم توانایی والدین در پرداخت هزینه تحصیل فرزندان و کمک به هزینه های جاری خانواده روی به شغل کاذب و مشقت بار کولبری آورده اند. پس از جانباختن فرهاد و آزاد، دو برادر ۱۴ و ۱۷ ساله حین کولبری، توجه ها به این آسیب اجتماعی جلب شده است. عطا که خود کولبر است پس از این واقعه تلخ به جمع آوری عکس و فیلم از این کودکان پرداخته است. عطا مأموریت خودش می‌داند که راوی وضعیت کودکان کولبر باشد: «من که کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه اگر دیدم جایی گیر کرده‌اند، کمک شان کنم. نگذارم توی سرما بمانند. با آنها حرف می‌زنم و می‌بینم حرف‌هایشان شبیه هم است. همه‌شان از نداری توی این سن سراغ کار می‌روند. ما که خودمان سال‌ها کار دیگر می‌کردیم و الان به کولبری روی آورده‌ایم، اوضاع مان این است، وای به حال این بچه‌ها که از این سن شروع می‌کنند».

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از روزنامه ایران، تعداد کودکان کولبر در مناطق مرزی کردستان در حال افزایش است.

«عطا» کولبر ۴۲ ساله که حدود سه سال است از محل زندگی‌اش در روستای «درزیان» مریوان، راه مرز را می‌گیرد و همراه دیگر کولبران، برای روزی ۲۰۰ هزار تومان مزد کولبری، راهی کوهستان می شود. حال او راوی داستان کودکان کولبر است.

عطا اطلاعات شان را جمع می‌کند. با آن ها حرف می‌زند و عکس و فیلم می‌گیرد که آرشیو کند. از وقتی آن دو تا برادر، آزاد و فرهاد ۱۷ و ۱۴ ساله موقع کولبری در کوهستان برفی یخ زدند و جان دادند، در این کار به صرافت افتاده است. وی می گوید: «من که خبرنگار نیستم ولی می‌خواهم همه چیز را از این بچه‌ها داشته باشم که خدای نکرده اگر باز اتفاقی افتاد همه بدانند که این ها که بودند و برای چه کولبری می‌کردند».

در خصوص یکی از عکس ها روایت می کند: «اول بارش بود که می خواست بار ببرد. ۱۳ سال داشت. نمی‌توانست بار را بلند کند. کمکش کردم. تمام راه حواسم بهش بود. سه ساعت بیشتر در راه ماندم که به آن بچه کمک کنم تا بار را برساند. جثه‌اش کوچک بود، گناه داشت. الان هم که هوا می‌دانید طرف‌های ما چطور است؛ برف و بوران است. برای کولبر اما فرق نمی‌کند، باید برود».

خودش در نقش خبرنگار می‌رود و سؤال می‌پرسد. در فیلم اول، پسرکی با موهای روشن که آن را یک وری شانه زده، بار به دوش روی برف‌ها نیم‌خیز نشسته و دست‌ها را به زانو قلاب کرده و خجولانه به دوربین نگاه می‌کند. شال نه چندان ضخیم را دور گردنش پیچانده و آفتاب بی‌رمق زمستان یک طرف صورتش را روشن کرده است.

 اسمت چیست؟

– علی.

 درس می‌خوانی؟

– نه.

 برای چی کولبری می‌کنی؟

– برای خرجی.

به بار روی دوشش اشاره می‌کند. زندگی و درس و کار برای علی در همین بسته سنگین گونی‌پیچ شده، خلاصه شده است. او فقط ۱۵ سال دارد.

نفر بعدی آریان است، ۱۴ سال دارد. کلاه مشکی بافتنی را تا روی ابرو کشیده است. وقت استراحت است و در این وقت‌ها کولبرها همان‌طور بار به دوش، چند دقیقه‌ای گوشه‌ای پیدا می‌کنند و می‌نشینند تا نفس تازه کنند؛ مثل آریان که روی تخته سنگی جا پیدا کرده و همان‌طور که دست‌های توی دستکش را به هم می‌مالد، کششی مختصر به گردن می‌دهد و به نظر می‌رسد این را از دیگران یاد گرفته، گرچه باری که روی دوشش خم شده، اجازه حرکت چندانی نمی‌دهد. بطری آبی را توی درز گونی بارش فرو کرده، انگار که کوهنوردی باشد که آب را توی جیب کوله‌پشتی‌اش گذاشته باشد. اما این جا در کوهستان برف گرفته، هیچ‌کس نه برای تفریح آمده و نه اصلاً فرصتی برای برای این جور فکرها دارد.

 کلاس چندمی؟

– سوم راهنمایی.

 الان مدرسه نداشتی؟

– پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها و روزهای تعطیل می‌آیم برای کار، برای خرج تحصیل.

آریان می‌گوید پنجشنبه امتحان داشته و امتحانش را داده و آمده. شاگرد زرنگی است و درس خواندن را دوست دارد و نمی‌خواهد هیچ‌جوره درسش را رها کند. می‌گوید بچه‌های دیگری هم هستند که برای خرج مدرسه‌شان کولبری می‌کنند و اگر کار نکنند، درس هم نمی‌توانند بخوانند. در واقع هم کمک خرج خانواده‌شان هستند هم خرج تحصیل خودشان را درمی‌آورند.

محمد ۱۳ ساله، بچه بزرگ خانواده است. پدرش پارسال فوت کرده و باید خرج خانه را بدهد. مدرسه را رها کرده اما خیال دارد خودش درسش را بخواند. برادر ۱۱ ساله‌اش از سال دیگر می‌آید برای کار تا شکم سه بچه دیگر که در خانه‌اند، سیر شود. جثه‌اش توی عکس آنقدر کوچک است که تصور حمل بار به آن وزن برای بچه به آن لاغری ممکن نیست. از کولبرها شنیده‌ام که خیلی‌ها زیر بار، کمرشان شکسته یا سنگ کوب کرده‌اند، عطا توضیح می دهد که «بچه‌ها معمولاً از روستاهای اطراف سنندج می‌آیند. بعضی‌هایشان توی اورامان خانه می‌گیرند و می‌روند مرز برای کولبری».

عطا مأموریت خودش می‌داند که راوی وضعیت کودکان کولبر باشد: «من که کاری از دستم برنمی‌آید جز اینکه اگر دیدم جایی گیر کرده‌اند، کمک شان کنم. نگذارم توی سرما بمانند. با آنها حرف می‌زنم و می‌بینم حرف‌هایشان شبیه هم است. همه‌شان از نداری توی این سن سراغ کار می‌روند. ما که خودمان سال‌ها کار دیگر می‌کردیم و الان به کولبری روی آورده‌ایم، اوضاع مان این است، وای به حال این بچه‌ها که از این سن شروع می‌کنند».

قبل از اینکه کولبری کنی چه کار می‌کردی؟ «طراحی چهره می‌کردم، کار هنری، اما دیگر کسی حوصله ندارد دو سه ساعت بایستد چهره‌اش را بکشم. این برنامه‌های توی گوشی‌های موبایل آمده و کار همه را راحت کرده. دیگر کسی سراغ ما نمی‌آید».

عطا در ادامه می‌گوید «کسی به فکرشان نیست و اگر کار باشد، جان‌شان را کف دست شان نمی‌گیرند تا بروند کولبری. بعد از مرگ آن دو برادر کولبر، توجه رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به قضیه کولبری خصوصاً کولبری کودکان جلب شد. تصویر پیکر بی‌جان فرهاد ۱۴ ساله با مشت‌های گره‌کرده که نشان از تلاش‌های واپسین او برای نجات خودش داشت، آنقدر تأثربرانگیز بود که هیچ کلامی یارای تسکین دردش نبود. قضیه اما مثل خیلی دیگر اتفاقات تلخ، کم کم فراموش شد. روایت فرهاد و آزاد که از ۶ سالگی در مزارع و گلخانه‌ها کار می‌کردند تا کمک خرج خانواده باشند، قصه تلخ و تکراری خیلی دیگر از بچه‌های کردستان است».

فؤاد حسنی ساوان، فعال مدنی در کردستان در این باره می‌گوید: «ما به خانه‌های زیادی که افراد آن درگیر کولبری هستند، سر زدیم و موارد زیادی را دیدیم. متأسفانه تعداد کودکانی که به کولبری روی می‌آورند، زیاد است و معمولاً از همان سن ۱۳ سالگی شروع به کار می‌کنند. کولبری کار در‌ شأن انسان نیست و اعتقاد داریم که کار انسان نیست چه برسد به اینکه کودکان با جثه ضعیف‌تر این کار را بکنند. جسم‌شان آسیب می‌بیند و مشکلاتی پیدا می‌کنند که بزرگسالی‌شان را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. بچه‌هایی بودند که از کوه پرت شدند و جان‌شان را از دست دادند. خیلی از این بچه‌ها برای تأمین هزینه تحصیل شان کولبری می‌کنند و خیلی‌های دیگر هم درس را رها می‌کنند و کار می‌کنند چون سرپرست خانواده به حساب می‌آیند. ما برای سرکشی به خانه‌ای رفتیم؛ صبح زود، پسر نوجوان خانواده رفته بود کولبری که قبل از بیدار شدن بقیه، برگشت».

«فعالان مدنی و اجتماعی سعی می‌کنند در این زمینه کمک کنند اما چون با قضیه کولبری طوری برخورد می‌شود که به طرف انگ سیاسی زده می‌شود، معمولاً کاری از پیش نمی‌برند». حسنی این را می‌گوید و ادامه می‌دهد: «بیشتر کمک‌هایی که به کولبران می‌شود، از طرف مردم است. مثلاً کسانی که آسیب دیده‌اند، با کمک‌های مردمی هزینه درمان شان فراهم می‌شود تا در حدی به آنها کمک شود و غیر از این کمک دیگری نیست چون این کار را به رسمیت نمی‌شناسند در صورتی که تمام مشکل از بیکاری و بی‌درآمدی است و تا این معضل باقی باشد، کولبری هم هست».

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

۱۳۹۸ بهمن ۳۰, چهارشنبه

اعتراضات آبان؛ مخالفت با تودیع قرار و تداوم بازداشت ابوالفضل مقصودی، نوجوان ۱۷ ساله

 ابوالفضل مقصودی، یکی از شهروندان بازداشت شده در رابطه با اعتراضات سراسری موسوم به “اعتراضات آبان ماه” با مخالفت مسئولان قضائی برای کاهش میزان قرار و به دلیل عدم توانایی مالی در تامین قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی کماکان در زندان تهران بزرگ در بازداشت بسر می‌برد. نگهداری آقای مقصودی در این زندان مختص به بزرگسالان در حالی است که وی کمتر از ۱۸ سال دارد. با گذشت بیش از سه ماه از زمان بازداشت آقای مقصودی کماکان پرونده وی در دادسرای عمومی و انقلاب پردیس در حال رسیدگی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابوالفضل مقصودی، نوجوان بازداشتی با مخالفت مسئولان قضائی برای کاهش میزان قرار و به دلیل عدم توانایی مالی در تامین قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی کماکان در زندان تهران بزرگ در بازداشت بسر می‌برد.

نگهداری آقای مقصودی در این زندان در حالی است که وی کمتر از ۱۸ سال دارد و بر اساس قانون، متهمان کودک یا نوجوان باید از بزرگسالان مجزا نگهداری شوند.

ابوالفضل مقصودی پیشتر در تاریخ ۲۶ آبان ماه به اتهام شرکت در اعتراضات سراسری آبان ماه امسال، توسط ماموران پلیس امنیت بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد منتقل شد. وی در تاریخ ۳۰ آبان ماه و با پایان مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند “آقای مقصودی پس از شرکت در اعتراضات در شهر پردیس از طریق فیلم دوربین‌های مداربسته شناسایی و بازداشت شده بود. ماموران در زمان بازداشت، آقای مسعودی را به وسیله شوکر برقی مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ به صورتی که تاکنون نیز آثار این ضرب و شتم بر روی گردن وی باقی مانده است”.

پرونده این شهروند بازداشتی که با اتهام “اخلال در نظم عمومی” مواجه شده است، در دادسرای عمومی و انقلاب پردیس در حال رسیدگی است.

ابوالفضل مقصودی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۸۰ و کارگر سنگ‌تراش بود که به صورت همزمان در مدرسه شبانه نیز تحصیل می‌کرد. وی نان آور خانواده است و پدر خود را از دست داده است. آقای مقصودی در دوره بازداشت نیز به کار در زندان و تامین هزینه‌های خود مشغول است.

هرانا پیشتر در تاریخ ۱۴ بهمن ماه در گزارشی ضمن احراز هویت ده‌ها تن از شهروندان بازداشت شده در اعتراضات سراسری آبان ماه و دی ماه امسال که در زندان تهران بزرگ بسر می‌برند، به آخرین وضعیت و شرح محل نگهداری آنها پرداخته بود.

لازم به یادآوری است از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

وضعیت نامناسب تعداد مربیان در شیرخوارگاه‌ها؛ هر ۱۲ کودک یک مربی

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: به ازای ۱۰ الی ۱۲ کودک یک مربی حضور دارد در حالی که براساس دستورالعمل‌های سازمان برای هر ۶ کودک یک مربی در نظر گرفته شده است که در شرایط ایده‌آل باید برای هر ۲ الی ۳ نوزاد و کودک یک مربی در نظر گرفته شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، حبیب‌الله مسعودیفرید در حاشیه برگزاری تجلیل از مربیان پیشکسوتان شیرخوارگاه‌های کشور در جمع خبرنگاران اظهار کرد: سیاست اصلی سازمان بهزیستی در ارتباط با فرزندان تحت پوشش سازمان پیوستن این افراد به خانواده است و در این زمینه تمهیداتی اندیشیده شده است.

وی با اشاره به ترویج فرزندخواندگی در کشور گفت: یکی از موضوعاتی که به طور ویژه از سوی سازمان پیگیری می‌شود این است که خانواده‌ها برای پذیرش فرزندان در سنین بالا نیز تمایل داشته باشند و با تمهیدات در نظر گرفته شده و با مراجعه به سازمان و انجام فرآیندهای قانونی به پذیرش فرزندان در سنین بالا نیز اقدام کنند. واگذاری فرزندان در سنین بالا به مراتب راحت‌تر از نوزادان و کودکان است.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور ادامه داد: برهمین اساس خانواده‌ها می‌توانند با طی مراحل قانونی و در زمان کوتاه اقدام به پذیرش فرزندان در سنین بالا کنند و حتی این موارد به صورت ویژه انجام می‌پذیرد.

مسعودی فرید با اشاره به اینکه در حال حاضر تعداد نیروهای انسانی و مربیان در شیرخوارگاه‌های کشور پاسخگوی نگهداری نوزادان و فرزندان سازمان بهزیستی نیست، افزود: در حال حاضر به ازای 10 الی 12 کودک یک مربی حضور دارد در حالی که براساس دستورالعمل‌های سازمان برای هر 6 کودک یک مربی در نظر گرفته شده است که در شرایط ایده‌آل باید برای هر 2 الی 3 نوزاد و کودک یک مربی در نظر گرفته شود.

مسعودی‌فرید، توسعه فرزندخواندگی را از سیاستهای اصلی سازمان بهزیستی دانست و گفت: بنا داریم طبق برنامه‌ریزی تعداد مربیان را در شیرخوارگاه‌ها و مراکز نگهداری نوزادان و کودکان افزایش دهیم.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اینکه بسیاری از خانواده‌ها تمایل دارند کودکان در سنین پایین را به فرزندخواندگی قبول گفتند گفت: برهمین اساس کودکان در سنین بالا در خارج از نوبت به خانواده‌ها واگذار خواهند شد.

حکم اعدام

 رئیس کل دادگستری استان #البرز با اعلام این خبر مدعی شد که فردی   در تاریخ دوم اسفند سال ۱۴۰۱ همراه با تعداد دیگری از همدستان خود در جریان ت...